تعداد بازدید : 1219
http://jtmm.ir/mustafa/208

خاطره ای از شهید روح الله خادمی

شهید روح الله خادمی فرزند اسماعیل، متولد 1347 می‌باشد. که در یک خانواده مذهبی متولد شد از همان آغاز در دامان پاک مادری پرورش یافت که با شیر دادن او را به اسلام آشنا کرد در همان آغاز از هوش و استعداد سرشاری برخوردار بود دوران ابتدایی را در مدرسه یادبود فرخی (دبیرستان فعلی) سپری کرد و همیشه در تلاش بود که رتبه و مقام اول را در بین هم کلاسیان خود به دست آورد. تک فرزند خانواده بود و از مهر و محبت سرشاری از طرف پدر و مادر برخوردار بود. در همان مقطع ابتدایی بود که انقلاب شکوهمنداسلامی به پیروزی رسید و با فرمان امام نسبت به تشکیل بسیج و آغاز راه‌اندازی بسیج در فرخی ایشان در بسیج ثبت نام کرد و شبانه به نگهبانی می‌پرداخت. کم کم انجمن اسلامی در فرخی تشکیل گردید و در آغاز شخصی به نام حجه‌الاسلام و المسلیمن حاج سیدجواد علوی مسئول بود ولی طولی نکشید که ایشان به عنوان مسئول انجمن شناخته شد و این مسئولیت را تا هنگام شهادت دارا بود. اما در مقطع راهنمایی در مدرسه شهید محمد منتظری ثبت نام و ادامه تحصیل داد.

شهید روح الله خادمی

شهید روح الله خادمی

و بعد از دوره‌ی راهنمایی به خاطر عشق و علاقه‌ای که داشت برای ادامه تحصیل با همکلاسیان خود (شهیدان) عباس رحمانی و عبدالرضا کاظمی به حوزه‌ی علمیه شهر کرد به اتفاق رضا ترابی (دکتر) رفتند و چند ماهی در آنجا مشغول تحصیل بودند اما مدیر وقت مدرسه راهنمایی استاد سید محمد رضا قاضوی تصمیم گرفته بود که دبیرستان در فرخی بگیرد اما آمار دانش‌آموزان به حد نصاب نمی‌رسید لذا مدارک تحصیلی این عزیزان را به آنها نداد و آنها مجبور شدند به فرخی برگردند و آنها آمدند و در رشته‌ای جدید با عنوان فرهنگ و ادب در فرخی مشغول به ادامه تحصیل شدند. زمانی که آنها به کلاس دوم رفتند کلاس اول دانش آموزی نداشت اما یک کلاس استثنایی یک دبیرستان نمونه که شاید کمتر می‌شود مثل آن‌را پیدا کرد. همان آغاز (شهیدان) روح الله خادمی و علیرضا صفار به جبهه در سن کم خود اعزام شدند و درکردستان در منطقه‌ی حاجی عمران بر اثر سقوط هلی‌کوپتر مجروح شدند که علیرضا صفار به شهادت رسید و روح الله خادمی مدت‌ها مجروح بود. و بعد از بهبودی نسبی به سر کلاس درس برگشت اما دبیرستان با اولین شهید خود نامش دبیرستان علیرضا صفار شد که در دوران جنگ از این کلاس20 نفره (شهیدان) علیرضا صفار، احمد و حمید رئیسی، عبدالرضا کاظمی، عباس آقا رحمانی، رجبعلی فرخ، روح الله خادمی به شهادت رسیدند. بارها کلاس یک جا تعطیل می‌شد و همه به جبهه می‌رفتند و بیشتر در واحد بهداری لشکر مقدس 14امام حسین مشغول خدمت بودند. (شهید) روح الله مربی آموزشی در سال 64 قبل از عملیات والفجر 8 آزاد سازی فاو بود و کم کم از مربی آموزشی به مسئول دسته ارتقا یافت و بعد در هنگام شهادت مسئول محور بهداری لشکر مقدس امام حسین در منطقه‌ی عملیاتی بیت المقدس 7 بود که از ناحیه‌ی سر مورد اثابت ترکش قرار گرفت و به شهادت رسید اما این شهید بارها در عملیات‌های مختلفی شرکت کرد و خادمانی جنگید و همیشه فکرش این بود که اطاعت از امام بودن چون وچرا باید انجام شود و در بسیج فرخی تا لحظه‌ی شهادت مشغول فعالیت بود درکتابخانه‌ی مالک‌اشتر فرخی سال‌ها مسئول کتابخانه بود در برگزاری مراسم شهدا خود پیشگام و ماشین پدرش را برای تدارکات به همراه داشت. در برگزاری راهپیمایی‌ها، مناسبت‌های مختلف از برگزار کنندگان اصلی بود. در جمع آوری کمک‌های مردمی برای جبهه‌ها پیش قدم بود و در مسابقات علمی شرکت می‌کرد و در حفظ نهج البلاغه در سطح استان رتبه‌ی اول و در رشته‌ی قرآن در استان مقام دوم را کسب کرد و در تفریحات سالم از جمله به ورزش فوتبال علاقه‌‌ی خاصی داشت و حتی در بعضی مواقع مصدوم می‌شد ولی با همان حال مصدومیت به مسابقه‌ادامه می‌داد و در کار نقشه‌کشی قالی استاد بود  و این کار را انجام می‌داد و بارها تصویر حضرت امام را به روی نقشه طراحی و نقاشی می‌کرد و از روی آن حتی قالیچه‌هایی بافته شد و در کار کشاورزی به در و مادر کمک می‌کرد امام ویژگی‌های او بسیار است که نمی‌توان ذکر کرد. فقط به بیان دو خاطر یکی قبل از شهادت و یکی بعد از شهادت می‌پردازیم. در سال 67 بعد از اینکه سرنوشت جنگ تغییر کرد و دشمن بعثی از شیمیایی به حد زیادی استفاده کرد و مناطق آزاد شده توسط سپاهیان اسلام و خاک آزادشده‌ی عراق پس گرفته شد شهید روح الله در یک مرخصی 2 روزه و اضطراری آمد به فرخی و همرزمان دوران دفاع مقدس را جمع آوری کردند در بسیج و یک سخنرانی یک ساعته کرد و همه را به جبهه دعوت کرد و یادم نمی‌ورد آنگاه که خطاب به همه گفت که فریاد هل من ناصر امام بلند است اگر امروز پاسخ ندهیم ولله گناهکار هستیم در پیشگاه خداوند هیچ جوابی نداریم و بعد از این سخن رانی در مسجد جامع هم یک سخنرانی برای مردم داشت و مردم را به جبهه دعوت کردند و خود بی درنگ راهی جبهه شد و جنگید تا قبل از پذیرش قطع‌نامه توسط حضرت امام در منطقه‌ی عملیاتی بیت‌المقدس 7 در هنگام غروب روز مورخ 23/3/67 به شهادت رسید. چند روز بعد پیکر این فرمانده دلیر در فرخی تشیع و در کنار همرزمان خودش به خاک سپرده شد و 15 سال بعد پدرش به دیدار فرزند شهیدش رفت خداوند آنها را غریق رحمت و بهشت خود را منزل آنها قرار دهد.

شهید روح الله خادمی

شهید روح الله خادمی

اما خاطره بعد از شهادت ایشان در هنگام شهادت دانشجوی مدرسه‌ی عالی شهید مطهری در تهران در رشته‌ی حقوق و معارف اسلامی بود و بعد از شهادت مراسمی به یادبود شهید روح الله در مدرسه عالی شهید مطهری تهران گرفته شد که من هم به اتفاق خانواده محترم‌شان در این مراسم شرکت کردم سخنران جلسه حضرت آیت‌ا…  امامی کاشانی بودند بعد از سخنرانی به حجره‌ی شهید روح ا… به اتفاق جمعی از دوستان او حضرت آیت ا… امامی کاشانی رفتیم ایشان خاطره‌ای نقل فرمودند که بسیار جالب بود ایشان فرموند: من خیلی از دانشجویان مدرسه‌که فارغ‌التحصیل می‌شوند نمی‌شناسم اما ایشان را در همان ترم اول شناختم. قانون مدرسه‌ی ما اجازه نمی‌داد در هنگام درس دانشجویان به جبهه بروند اما این شهید به مسئولین فشار می‌آوردند که می‌خواهند به جبهه بروند و آنها موافقت نمی‌کردند نهایتاً کار ایشان به من ختم شد. وقتی پیش من آمدند گفتم مگر نمی‌دانی در بین درس نباید بروی از درس عقب می‌مانی ایشان با چشمان پر از اشک به من فرمودند: فریاد هل من ناصر امام بلند است اگر من و امثال من نرویم شاید به اسلام ضربه‌ای بخورد که قابل جبران نباشد اما درس را می‌شود جبران کرد. لذا من موافقت کردم و این طلبه‌ی گران قدر به جبهه رفت و به شهادت رسید.
در پایان یاد و خاطره‌ی این شهید عزیز را گرامی داشته و امیدوارم بتوانیم از ادامه دهندگان راه او باشیم و خون این عزیزان را با همت و تلاش خود پاس بداریم.