• Untitled

    Untitled
  • سخنران : حجت الاسلام کمیل باقرزاده

    همراه با قرائت دعای توسل

    سه شنبه 12 دی ساعت 20

    اشعار شهادت حضرت زهرا (س)

    تاریخ : 04/فوریه/2017    بازدید : 487

    حضرت زهرا(س)-شهادت-زبان حال حضرت زینب(س)

    آسیابت یک طرف افتاده بستر یک طرف

    چادر تو یک طرف افتاده معجر یک طرف

    هر چه این جا هست چشمان مرا خون کرده است

    رنگ این دیوار خانه یک طرف، در یک طرف

    گاه دل خون توایم و گاه دل خون پدر

    وای بابا! “یک طرف «ای وای مادر!» یک طرف”

    از کنار تو که می آید به خانه ناگهان

    بر سر زانو می افتد مرد خیبر یک طرف

    من چگونه پیرهن کهنه تن یارم کنم

    غُصه ی تو یک طرف داغ برادر یک طرف

    مثل آن روزی که افتادی می افتد بر زمین

    پیکر من یک طرف، او یک طرف، سر یک طرف

    من دو بوسه می زنم جای تو و جای خودم

    زیر گردن یک طرف، رگ های حنجر یک طرف

    وای از آن لحظه که می ریزند بین خیمه ها

    گوشواره یک طرف خلخال و معجر یک طرف

     

     

    حضرت زهرا(س)-حمله به بیت ولایت

    چند تایی زدند با پا در

    تا که افتاد روی زهرا، در

    گیرم از دست سنگ ها نشکست!

    چه کند بار شیشه اش با، در

    همه کج رفته اند… حتی میخ

    همه لج کرده اند… حتی در

    کم نیاورده است، اما شال…

    کم نیاورده است، اما در…

    سرش از ازدحام ناچاراً…

    یا به دیوار می خورد یا در

    می کشیدند از توی کوچه

    فاطمه را یکی یکی تا در

    دختری داد می زند: بابا

    دختری داد می زند: مادر

    علی اکبر لطیفیان

     

     

    حضرت زهرا(س)-مناجات و مدح

    آفریدند آفرینش را برایِ پنج تن

    پس همه هستند خلق ماجرایِ پنج تن

    مثل جبرائیل تا عرش بالا می روم

    آن زمان هایی که می افتم به پایِ پنج تن

    نذر ِ اهل بیت، اهل بیت باید ذبح کرد

    بچه های ما فدای بچه هایِ پنج تن

    استجابت در قسم دادن به نام فاطمه ست

    پس بدون او نمی گیرد دعایِ پنج تن

    فاطمه در عین وحدت گاه کِثرَت می شود

    می رسد از جانب یک تن صدایِ پنج تن

    یک بدن که طاقت روح وسیعش را نداشت

    لاجرم تکثیر شد در جای جایِ پنج تن

    هم رضای پنج تن یعنی رضای فاطمه

    هم رضای فاطمه یعنی رضایِ پنج تن

    ما در این دنیا و آن دنیا یکی از این دوایم:

    یا غلام پنج تن یا که گدایِ پنج تن

    علی اكبر لطیفیان

     

    حضرت زهرا(س)- مدح و شهادت

    چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد

    چشمه وقتی خشک شد، دیگر خجالت می کشد

    سوختن در شعلۀ دل، کمتر از پرواز نیست

    هر که این جا نیست خاکستر، خجالت می کشد

    بستن در بهر شرمنده شدن بی فایده ست

    این گدا وقت کرم بهتر خجالت می کشد

    لطف این خانه زیاد و خواهش ما نیز کم

    دست های سائل از این در خجالت می کشد

    طفل بازیگوش را شرمی نباشد از کسی

    بیشتر با دیدن مادر خجالت می کشد

    تا عروج فاطمه جبریل را هم راه نیست

    در مسیر عرش، بال و پر، خجالت می کشد

    حتم دارم که قیامت هم از او شرمنده است

    با ورود فاطمه، محشر خجالت می کشد

    نامۀ اعمال نوکرها به دست فاطمه ست

    آن قدر می بخشد و…. نوکر خجالت می کشد

    ×××

    آن چه مادر می کشد، دردش به دختر می رسد

    گر بیفتد مادری، دختر خجالت می کشد

    دست این از دست آن و… دست آن از دست این….

    آه….دارد همسر از همسر خجالت می کشد

    ×××

    هر کجا حرف “در” و “دیوار” و… از این چیزهاست

    چشم خشک از چشم های تر خجالت می کشد

    علی اکبر لطیفیان

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *