• Untitled

    Untitled
  • سخنران : حجت الاسلام کمیل باقرزاده

    همراه با قرائت دعای توسل

    سه شنبه 12 دی ساعت 20

    فصل اشک / برگ غم، برگ غربت، برگ بی‌برگی…

    تاریخ : 24/مه/2014    بازدید : 830

    بمیرم…
    بگذار بمیرم…
    دیگر هیچ‌چیزی برای گفتن نمانده…
    دیگر هیچ‌چیزی نمانده…
    دیگر هیچ‌کسی نمانده…
    دیگر قصه تمام شد…
    رهایم کن،
    این قصه به «سر» رسید…
    سری به نیزه بلند است…
    بمیرم برای زینب…
    بچه‌ها آرام باشید…
    رباب آرام باش…
    رقیه‌جان، این‌قدر بی‌تابی نکن؛
    زینب خودش به قدر کافی داغ دارد…
    بچه‌ها، التماس می‌کنم این‌قدر جلوی عمه بهانه‌ی بابا را نگیرید…
    می‌دانم… می‌دانم که شما…
    اما عمه‌ جان هم… آخر…
    آه… آه… آه…
    دیگر چه بگویم؟
    هیچ حرفی در این دنیا برای گفتن نمانده…
    دیگر وای بر دنیا…
    دیگر وای بر آب، وای بر آسمان، وای بر زمین…
    دیگر چه مجال است برای سخن…
    نفست به سختی فرو می‌رود و فرا می‌آید،
    انگشتانت را طاقت بار قلم هم نیست…
    بگذار بمیرم…
    بمیرم…

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *